عنصر المعالي كيكاووس بن اسكندر بن قابوس بن وشمگير بن زيار

22

قابوس نامه ( فارسى )

زيرا كه من فرمان خداى تعالى همى برم و تو خلاف « 1 » فرمان خداى تعالى همى كنى و من خوانده‌ام « 2 » و من ميهمانم و تو طفيلى ؛ حشمت طفيلى چون حشمت ميهمان كى باشد ؟ خداى تعالى حج توانگران را فرمود و درويشان را گفت : « وَ لا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ » « 3 » و تو بىفرمان خداى تعالى ببيچارگى و گرسنگى در باديه آمدى ، و خود را در تهلكه انداختى ، و فرمان خداى تعالى را كار نبستى با فرمان بردارى « 4 » چرا برابرى جويى ؟ هر كس كه استطاعت دارد و باستطاعت حج كند همچنان باشد كه داد نعمت داده باشد و فرمان خداى تعالى عز و جل بجاى آورده ؛ پس چون ترا ساز حج باشد در طاعت تقصير مكن و ساز حج پنج چيزست : مكنت و نعمت و مدت و داد « 5 » حرمت و امن « 6 » و راحت . چون ازين بهره يافتى جهد كن بر تمامى و بدانكه حج طاعتيست كه بردايم « 7 » چون ساز بود « 8 » ، اگر نيّت قهر خود در سال مستقبل معلّق كنى « 9 » نيّت قهر امام ازو منقطع كند « 9 » و لكن زكات طاعتى است كه به هيچ گونه چون مكنت بود نادادن عذرى نيست و خداى تعالى زكات دهندگان « 10 » را از مقربان خود خواند و مثال مردم زكات دهنده در ميان مردم ديگر چون مثال پادشاهست در ميان رعيّت ، كه روزىده او بود و ديگران روزى - خوار « 11 » و خداى تعالى تقدير كرد تا گروهى درويش باشند و گروهى توانگر ، و توانا بود بدانكه « 12 » همه را توانگر كردى « 13 » و لكن دو گروه از ان كرد تا منزلت ( 19 پ ) و شرف بندگان پديد شود ، و برتران از فروتران پيدا شوند ؛ چون پادشاهى كه يك رهى را روزى ده قومى كند پس [ اگر ] « 14 » اين رهى كه روزىده باشد روزى خورد و ندهد از خشم پادشاه ايمن نباشد ، نيز اگر منعم روزى خورد و زكات ندهد از خشم خداى

--> ( 1 ) - ل : بخلاف ؛ ن : بر خلاف ( 2 ) - ل : مرا خوانده‌اند ؛ ن : مرا بخوانده‌اند ( 3 ) - قرآن . سورهء 2 ( البقرة ) آيهء 192 ( 4 ) - ن : فرمان برداران ( 5 ) - ن و ب افزوده : و ( 6 ) - ل : ايمنى ( 7 ) - ل و ن : كه دايم ( 8 ) - ل افزوده : واجب بود ( 9 - 9 ) ، ن : جرم امام از تو منقطع گردد ؛ پ : نيت قهر امام از تو منقطع گردد ( 10 ) - ل : زكات ده ( 11 ) - ن : روزىخواره ( 12 ) - ل : برانكه ( 13 ) - ل : كند ( 14 ) - از ، ل و ن و ب و پ افزوده شد